تبليغاتX
برو حالشو ببر

ای بابا! ای بابا! این سونیا هم که چپ چپ یا راست راست که میره هی میگه می خوام، می خوام! اونم از چه نوع های خوبی! بچه خماره. تو کف دو انسان مونده همش میگه می خوام، می خوام!

دارم امتهان می دم، به دستم می زنه فکر می کنم تقلب می خواد، به سختی میگم چیه؟ میگه شین می خوام! ای خدا! رو اعصاب تک چرخ می زنه! داره از دست می ره!عاشقیه دیگه، کاریش نمی شه کرد. یکی نیست به این فسقل بگه تو رو چی به عاشق شدن!

زنگ ریاضی تو بحححححر درسم، دارم غرق می شم که از این زندگیه ....... خلاص بشم و بمیرم، باز میاد منو نجات می ده میگه میخوام. منم جوابی که بهش همیشه می دم اینه( ماله تو!) اصلا به من چه. برو حالشو ببر!

خودش میگه می خواد نصف شب زنگ بزنه و بگه می خوام! توهم به معنای واقعی! میگه تو قبر که می ره با صدای گرفته که اکـــــــــــووووووووو می شه  میگه مییییییـــییییی خواااااااااااااااااممــــممممم...! بعد فضای توی قبر بنفش و مه یی می شه، یه صدای وحشتگان لطیفی که من باشم میگم مــــمممااااااااااالــــــــه تــــــوووووووو...! البته جناب اقای زک جووووون هم ماله ایشونه . اونم ماله خودش. نخواستیم...
wwww.TempFa.comنوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 4 بعد از ظهر چرت و پرت نویس ramisa (sasha) | wwww.TempFa.com